باران لطیف تر است
یه روز که حرف بارندگی و برف و بارون بود یکی از بچه های جمع با قیافه حق به جانب و یه جوری که معلوم بود داره خیلی دلش میسوزه گفت که بارون عیب نداره ولی خدا کنه هیچوقت برف نیاد. مردم گناه دارن. دست و پاشون میشکنه آخه.
در اونجا بود که بنده و برخی دیگر از اعضای جمع با کلی دلیل و برهان به خانوم توضیح دادیم که بابا جان خب اونا باید مراقب باشن سر نخورن که دست و پاشون نشکنه وگرنه فواید برف واسه زمین و طبیعت و محیط زیست اصلا با بارون قابل مقایسه نیست. این برفه که دخیره میشه. این برفه که کم کم به خورد زمین میره و تو سفره های زیر زمینی ذخیره میشه. وگرنه بارون که بیشترش جاری میشه یا بخار میشه میره هوا یا قاطی فاضلاب میشه.
این موضوعو با حوادث جهان دور و برمون مقایسه کنید. آدمای زیادی هستن که حتی با نیت خیر و با هدف دلسوزی برای مردم دنیا تز میدن. طرح تصویب میکنن. فتوا میدن. حتی آدم میکشن. عملیات انتحاری انجام میدن و به خیال خودشون دارن کار خوبی می کنن. دارن فکر خوبی میکنن. دارن خدمت میکنن به بشریت.
تشخیص درست و نادرست کار سختیه ولی حداقل به خودمون این فرصتو بدیم که بهش فکر کنیم. عقاید مخالفو بشنویم. بحث کنیم. یک درصد احتمال بدیم فکر ما غلط باشه.
اولین مخاطب این وبلاگ ، خودمم.