تبليغاتX
روزگار نو

روزگار نو

 

بیشتر وقتا ، کافیه که فکر کنی

                                                         عقلت میرسه...

 



لینک ثابت | نوشته شده در  جمعه یکم آبان 1388ساعت 11:21  توسط مریم  | 

...

نمی دانم چرا از آن روز ملعون که به این سرزمین گرد پرتاب شدم و گفتند تو آزادی هر روز اسیرتر شدم و

تنها تر

 هر روز که گذشت با ورود هر موجود شبیه خودم که به زندگی ام پا نهاد  تنها و تنها تر شدم

من لبریزم؟ یا سنگی نیستم بیش؟

تو گفتی فرشته ام که ایکاش بودم ...که اگر بودم اینقدر آزاد نبودم...

از این آزادی رهایم کنید!

...

 



لینک ثابت | نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم مهر 1388ساعت 22:59  توسط مریم  | 

 

رستگاری بلند ترین قله سعادت است چرا که...

خداوند هستی را برای بشر آفرید (۲۹ بقره) و بشر را برای عبادت (۲۱ بقره) و عبادت را برای رسیدن به تقوا (۱۰۰ مائده) و تقوا را برای رسیدن به فلاح و رستگاری (۱۰۴ عمران)

 



لینک ثابت | نوشته شده در  جمعه سوم مهر 1388ساعت 18:13  توسط مریم  | 

 

      ...

      سفر مرا به زمین های استوایی برد.

      و زیر سایه آن "بانیان" سبز تنومند

      چه خوب یادم هست

      عبارتی که به ییلاق ذهن وارد شد:

      وسیع باش، و تنها، و سر به زیر، و سخت.

 



لینک ثابت | نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم شهریور 1388ساعت 0:36  توسط مریم  | 

 

دوران دانشجویی من داره تموم میشه...

ولی من هنوز باورم نشده که بعضی از دوستانو دیگه هیچوقت نمیبینم...



لینک ثابت | نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم شهریور 1388ساعت 23:45  توسط مریم  | 

 مردم کشورمون برام خیلی جالبند!!!

باز اگه خود خود جومونگ اومده بود اینقدر دلم نمیسوخت. یعنی یه بازیگر سریال هرچند محبوب اینقدر مهمه؟

نگاه دلسوزانه ی این کاریکاتوریست در مورد این قضیه جای تحسین داره:

بسکتبالیست های افتخار آفرین آمدند...جومونگ هم...



لینک ثابت | نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم مرداد 1388ساعت 15:27  توسط مریم  | 

 

فکر کردم و فکر کردم. به دور و برم نگاه کردم و یه دایره دور خودم کشیدم.

"حق نداری پاتو از توی این دایره بیرون بذاری"

این دایره ی اختیارات منه. محدوده ای که من برای خودم مشخص کرده م . مجموعه ای از نباید ها.

اما انگار دایره های دیگه ای هم هست. دایره هایی به مراتب بزرگتر و سختگیرانه تر. و پر از نباید هایی که خیلی وقتا دلیلشونم نمیدونم.

دایره ای که خونواده و اطرافیان دورم کشیدند.

دایره ای که دین دورم کشید.

دایره ی جامعه که احاطه م کرد.

با این اوضاع آزادی ای که باقی می مونه چقدره؟ شعاع مانور من تا کجاست؟

"زندانی که من توش اسیرم"

فقط در قفس آزاد باش!

ولی...

مگه نمیگن انسان مختاره؟



لینک ثابت | نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم مرداد 1388ساعت 15:51  توسط مریم  | 

آخرین نوشته ها


Powered By BLOGFA.COM - Designed By Payam salami pargoo